اوايل امسال بود که همه خبر ثبت بين المللي مولانا به عنوان شاعر ترکيه اي شنيديم در حاليکه همه آثار اين شاعر و عارف ايراني به زبان فارسي بوده و هست و حتي يک بيت هم شعر ترکي نگفته تا اونجا که مي گن اون بزرگوار در تمام عمرش به غير از فارسي به هيچ زبان ديگه اي صحبت نکرده.
حالا ترکيه اي ها تمام اشعار مولانا رو به زبان ترکي ترجمه و در تمام دنيا منتشر کردن و با تلاش زياد سعي کردن اسم اون رو به نام خودشون ثبت کردن که البته موفق هم شدن.
ترکها تونستن با آوردن اين دليل که مولانا از خوبي و صلح و دوستي حرف زده و دنياي امروز نيازمند به اين مضامين هست اون رو جهاني کنن و حتي امسالو سال مولانا (در کل جهان )بنامند که صد آفرين به اين همه تلاش و نتيجه مثبت(مبارکشون باشه) الحق و الانصاف که خوب کارشونو انجام دادن.
راستي چند وقت پيش در جشنواره بزرگداشت مولانا در قونيه که تقريبا از همه جاي دنيا ميهمان داشت افغانها هم حضور پيدا کردند و ابياتي از مولانا رو خوندن؛ اونها هم تونستن سهم خوشون رو ثابت کنن چون مولانا رو افغاني مي دونن.
حالا اين سوال پيش مي ياد که ما به عنوان ايراني چه قدر سهم از مولانا داريم، ولي وقعا ما چقدر در اثبات اين موضوع تلاش کرديم.... يا چقدر براي شناسوندن مولانا همت کرديم، حالا از نقش مسئولين و غيره مي گذريم چون اصلا قصد نداريم موضوع رو سياسي کنيم ولي آيا مي تونيم از نقش تک تک اقشار جامعه بگذريم؛ آيا مي شه از نقشي که کارگردان ها و هنرمندها مي تونستن در اين موضوع داشته باشن بگذريم؟ آيا مي تونيم از نقش فرهنگي هاي جامعه بگذريم؟
چرا بايد يک کارگردان هندي همت کنه و سريال زندگي مولانا رو بسازه ؟
و يا چرا بايد بعد از اين همه مدت تازه ما به فکر ساختن موسيقي يا سمفوني يا برگزاري ارکستر براي مولانا باشيم؟
يا اصلاً چرا بايد بعد از اين همه مدت شاهد حجم مقالات موضوعي مولانا باشيم؟
ويا چرا حتي اسم مولانا در اين چند سال اخير بيشتر بيشتر به گوش مي رسه؟
آيا تا قبل از اون مولانا متعل به ما نبود؟
مولانا که با نوشتن تمام اشعارش به فارسي سهم خودش رو از ايراني بودنش ثابت کرد ....
پس ما چي...
ما کجاي اين ماجراييم؟
مسلماّ هر فرد ايراني وظيفه اي داره، وظيفه من ايراني نوعي چيه؟
وقتي که شروع کردم نمي خواستم انقدر راجع به مولانا بنويسم اما باور کنيد ناخودآگاه به اين سمت کشيده شدم؛ انگار يه چيزي نگذاشت تا مطلب کوتاهتر از اين بشه.
شايد بهتره حالا سراغ ابوسعيد ابوالخير و فارابي و ابوعلي سينا بريم...
چندوقت پيش بود که نجف زاده خبرنگار 20:30 با همون بيان شيواي هميشگيش خبر از رفتن گروهي از
قزاقستان به سوريه براي ترميم مقبره فارابي داد...
و هنوز چند روزي از دادن اين خبر نگذشته بود که .... قزاقستان اعلام کرد فارابي از دانشمندان اين کشور هست!!!
بعد از چند وقت هم دوباره خبري پخش شد مبني بر اينکه ترکمنستان در برنامه اي ( تلويزيون ملي ترکمنستان )اعلام کرده که ابوسعيد ابوالخير شاعر ترکمنستاني مي باشد!!! (جلّ الخالق) 
حالا اينو بشنويد:
جالبتر از همه اينکه (نه،نه! اصلاح مي کنم دردناک تر از همه): چند وقت پيش امارات دانشمند بنام ايراني ابوعلي سينا رو دانشمند اماراتي خوانده.....
حالا چند وقت ديگه منتظر خبر هاي تازه تري هم باشيد مثلا شايد عراقي ها ادعا کنن خيام شاعر و دانشمند عراقي است و ...
اصلا کسي چه مي دونه شايد چند وقت ديگه خودمون هم باور کنيم که اينها ايراني نيستند....
به اميد اينکه هرگز هويتمون رو از ياد نبريم.....
خدايا کمک کن
[17/5/1387- 8:56 ع] دانايي
[7/4/1387- 1:18 ص] تراوشات ذهني يک هذيان زده
[24/2/1387- 7:42 ع] وبلاگ نويسان
[8/2/1387- 5:4 ع] درد
[28/1/1387- 9:49 ع] خليج فارس
[12/1/1387- 3:35 ص] پدر
[1/10/1386- 2:41 ع] پاره پاره هاي دانشمندان ايران
[5/9/1386- 11:20 ص] آغاز راه
بازديد ديروز: 9
کل بازديد :1586
تسبي
کبوترحرم
افرايش صداي گوشي+راه کسب درآمد از اينترنت+عکس بازيگران
غريبو
خبرگزاري فناوري اطلاعات ايران اسلامي
مهر بر لب زده
خط بارون
...و دوباره زندگي
لقمان حکيم
پرواز
ناله شبگير
شکست سکوت
نام: | |
ايميل: | |











